پسرم اولین تولدت مبارک

یه روز از همین روزا....یه فرشته از تو آسمون از تو بهشت آروم آروم بال زد و زمینی شد...بال زد تا تو آغوش مادر.
فرشته کوچولوی من تولدت مبارک.
یک سال از اون روز قشنگ و خوب گذشت ...یک سال از مامان بابا شدن ما گذشت...و یک ساله که ما خونمون پر از موسیقی و پر از عطر تنت شده.
یک ساله که هر روز با دیدن ماه زندگی به آرامش میرسیم و با گریه ها و بیماری هاش تنمون میلرزه و این همون عشقه.عشق.
امیررضای یک ساله ی من تولدت مبارک
امیررضا تولدت عشق رو بینمون بیشتر و بیشتر کرد و با خنده هات مارو خندوندی. گاهی کودکی شدیم و پا به پای تو کودکی کردیم.
امیررضا غصه ام میگیره که این روزا میگذره و دیگه بر نمیگرده...و گاهی دلتنگ میشم از روزایی که گذشت. خوشحال میشم که تو بزرگ تر و آقا تر از قبل شدی.
قشنگ حرفا رو میفهمی و حتی با ما صحبت میکنی و این یعنی خوشبختی!
امیررضای دوساعته ی ما:
چه ناز و آروم خوابیدی...چقدر فرشته دور و برت هستن.............

فرشته ی 1ماهه

چهل روزه ی من

دوماهه گیت

سه ماهگیت

فقط چهار ماهه ک تو این دنیایی

پنج ماهه ی من

شش ماهگی

هفت ماهه ی شیرین ما

هشت ماهگی

نه ماه...

ده ماهگیه گل پسرم

یازده ماهگیه شیطون بلا

و دوازده ماهگی و کلی شیطونی

فدات بشم یک ساله ی من...مثه یه چشم به هم زدن بود.از همون زمانی ک احساست کردم تا الان که برای خودت میدوی و بازی میکنی.انگار همین دیروز بود...همین دیروز.......
برات زودتر تولد گرفتیم 25 تیر گرفتیم که به شبهای احیا نخوره.یه تولد خودمونی.بابا جون و عمو ها و عمه.البته با حضور دایی جون که از مشهد اومده بود پیشمون.
شب خوبی بود و خیلی خوش گذشت.
دست همگی درد نکنه ک واقعا زحمت کشیده بودن.
اینم کیک تولدت که سلیقه خودم بود

قراره بعد از ماه مبارک بریم مشهد و اونجا هم جشن بگیریم و با حضور خاله های من.



پسرم بادکنک میبینه میگه باکنک.
گربه میبینه میگه گُ.
امیررضا بینی کو؟

گوشات کو؟

دهن رو هم نشون میدب.همین طور پاهات،جورابات،کفشات.ازشون فعلا عکس ندارم
ناز میکنه و میگه ناااا.
گه گداری هم میزنه و میگه بَ.هر وقت ضربه بخوره.
به زور لقمه میده دهن ما.نون سبزی.میوه.دیروزم پیاز رو از ظرف سیب زمینی پیاز برداشت و فشار میداد تو دهنم و میگفت به
کفشاتو پات مبکنم و میبرمت تو خیابون و تو هم کیف میکنی و میدوی.



پسرم اولین تولدت مبارک 




